فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

پایان 20 ماهگی

1394/3/14 5:26
592 بازدید
اشتراک گذاری

توی اردیبهشت ماه یه سفر دو روزه داشتیم به شهر ملایر سفر خوبی بود فک میکنم برای گل پسری مونم خوب بود اولین سفرمون با ماشین بود بعد از به دنیا اومدنت انقدر تو ماشین خسته و کلافه شده بودی که دیگه یک ساعت مونده بود برسیم از کنترل خارج شده بودی با اینکه تو راهم دو بار وایسادیم تو مسیر رفت بهتر بودی ولی تو مسیر برگشتمون واقعا اذیت کردی مامان و من خودم کلافه تر از تو شده بودم به خاطر بیقراریات ولی با همه ی سختیش بالاخره رسیدیم خونمون تو این سفر حسابی شیطونه شیطونه شیطون شده بودی بعد از سفرمونم تا یک هفته اوضاع همونطوری بود هیچ جوره تو خونه بند نمیشدی همش میگفتی دد واقعا اوضاع سخت شده بود  تا دوباره مثل سابق شدی حسابی انرژیمون و گرفتی خستهخسته  محبت

 

اینم طبیعت زیبای روستای سرابچشمک

 نمیدونم تو فکر چی هستی جینگول مامان سوالبغلبوس

اینجام مامان و گرفتی که دیگه بسه عکس نگیر و کلافه ای دیگهغمگینخطا

قلقلیه مامان 20 ماهگیت مبارک فدای شیطونیات چیزی نمونده دیگه تولد دو سالگیت و جشن بگیریمجشن

راستی پسر مامان تقریبا 2 ماهه که شروع کردی به حرف زدن با اون صدای قشنگت انقد کلمات و بامزه میگی 

من که لذت میبرم تو پست بعدی دایره لغاتت و برات میزارم فسقلم بوسبوسبوس

پسندها (2)

نظرات (1)

سپیده مامای سپنتا
7 تیر 94 20:15
خاله قربونت بره ....عزیزمی بووووس بووووس چقدر زود شما نی نی های ناز بزرگ میشد ممنون خاله جون با محبتم آره واقعا انگار همین دیروز بود که به دنیا اومدن زمان به سرعت سپری میشه حیف